هفته 17 بارداری
این هفته قرار بود هیچ اتفاقی نیفته و من مامان جونی رو ناراحتش نکنم، ولی انگار اینطورری نشد و آخر هفته سختی برای مامان جون و پدر جون درست کردم .من (نی نی جون) خیلی آروم نبودم و مامانی خیلی اذیت شد . یعنی پدر جون حتی مجبور شد مامان جون رو ببره بیمارستان، من نفهمیدم چی شده فقط وقتی داشتن باهم صحبت می کردن متوجه شدم که انگاری درد کلیه یا یه چیزی شبیه این کلمه بود که مامان جون رو حسابی بی تاب کرده بود ، از صبح تا عصر توی بیمارستان بودند، این دکترا هم همش هی می رفتن و می اومدن و به مامان جونی آمپول میزدند و هی مامان جونی بیشتر اذیت می شد، خلاصه که بعد از 7-6 ساع ت گفتن چیزی نیست و پدر جون و مامان جون که حسابی خسته بودند...
نویسنده :
یاسین جون با کمک مامان جون و پدرجون
18:20

